![]() |
|
![]() |
|
|
تعویض مکانشنبه دهم اسفند 1387با سلام به دلیل مشکلات بلاگفا و دست و پاگیر بودن اون و همچنین ضعف در خدمات وبلاگ، به سرور جدیدی انتقال یافتیم. امید است با کمک شما عزیزان، مطالب خوبی ارائه شود. برای مشاهده وبلاگ جدید روی آدرس زیر کلیک کنید. www. Sweet Kiss .mihanblog.com به استحضار کلیه دوستانی که در این جا لینک بوده اند، می رسانم که با تغییر آدرس قبلی بنده در وبلاگ خود و اطلاع به من در وبلاگ جدید، می توانند در آنجا نیز لینک شوند. با تشکر فراوان . بیدل (بوسه ی شیرین) با آرزوی بهترین ها پیروز و سربلند باشید |
|
|
|
افسوسپنجشنبه نهم آبان 1387دل من مي شنود تپش قلب تو را و صد افسوس قلب تو عاشق نيست و صد افسوس تو را قلبي نيست كه ز من بشنود اين راز درون چشم من مي ماند به تماشاي رخت و صد افسوس تو را چشمي نيست كه ببيني غم و اندوه مرا اگر تو باز نگردي اميد آمدنت را به گور خواهم برد وکس نمي داند در فراقت ديگر چگونه خواهم زيست چگونه خواهم مرد. |
|
|
|
احساس منچهارشنبه یکم آبان 1387دستانت بادستان من آشناست و چشمانت باگریه های من هم صداست. لب خاموشم سخنی دل رباست و نگاهت آرامش لحظه هاست. بودن یعنی گریستن برای تو و خنده تو یعنی رسیدن به آرزو. تو یعنی معنای زندگی و دوستت دارم یعنی احساس من. |
|
|
|
وگر نه اینجا می میرمسه شنبه سی ام مهر 1387 |
|
|
|
زيباترين غمدوشنبه بیست و نهم مهر 1387 |
|
|
|
حسرت دوست داشتنچهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387در تمام مسير طولاني که خود را همراه آن کرده بودم، تسليم دوست داشتنهايم شدم و هزاران بار بغض خود را در گلوي خود حبس کردم. دل گمراهم بوي عطر عشق تو را ناخواسته و ندانسته به سوي من آورد. فکر ميکردم در پاييز هم ميتوان جوانه زد اما اين بار ساقههاي محبت در دل من خشک و سياه شدند. قلب عاشقانه ام را چه بي رخمانه سوزاندي. لحظههاي سبز و شيرين مرا چه ناعادلانه به سياهي و تلخي کشاندي. هميشه بر آن بودم که از عشق زيبايم براي همگان بخونم. و فرياد برآرم که چگونه عاشق دوست داشتنت بودم. اما هرگز اين خروش عشق را در دل من باور نداشتي. حالا ديگر شرمگين اين دل خود شدم.... براستي چرا تورا ساختم ؟؟؟؟ واي بر من که چگونه در حسرت دوست داشتنت سوختم. رهايت کردم, رهايت کردم که ديگر در قفس قلبم اسيرو درمانده نباشي. عشق تو را براي خود يک خاطرهي جاويدانه ثبت خواهم کرد. يقين داشته باش که ديگر سرزمين تشنهي دلم را با وجود تو سيراب نخواهم کرد. و گلهاي زيباي باغچه ي عشقم را ديگر با نگاه تو آبياري نخواهم کرد. تقدير را اينگونه برايم رقم زدي مي توانست زيباتر از اين باشد. غنچهايي در حال شکفتن باشد اما تو خواهان آن نبودي. ديگر نميمانم، مي روم،,ميروم و آن کلبه عاشقي و آن غروب پاييزي را تمام زيبائيهايش به تو مي سپارم. پس رهايش نکن بگذار بپاس عشقي که به تو داشتم اين خاطرات براي هميشه زنده بماند. نميدانم خانه عاشقي کجاست و به کدامين سو بايد رفت؟ |
|
|
|
در گوش من آرام آرامچهارشنبه هفدهم مهر 1387 |
|
|
|
خانه ی کوچک ما سیب نداشتشنبه سیزدهم مهر 1387تو به من خنديدي و نميدانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
خانه كوچك ما سيب نداشت
![]() دكتر مصدق
|
|
|
|
تک درخت تنهاجمعه دوازدهم مهر 1387دلتنگي و اندوه جانکاهش تمام وجود مرا ميآزارد. حس درخت خشک شدهاي را دارم که در هجوم باد خزان لخت وعريان وتنها بايد با تازيانههاي بي رحمانه مقابله کند و در اين راه سر خم نکند. موجوديت خود را حفظ کند، خود زخمها و جراحتهاي عميق خود را التيام ببخشد و باز هم در تعارض با کژيها و ناراستيها صبر و بردباري پيشه کند. هرچند که گاهي از خداي خود گله دارد که چگونه ميتواند نظاره گر رنجها و الام بشري باشد، دردهائي که مثل خوره روح را ميآزارد.
|
|
|
|
چگونه زيستن را تو به من بياموزچهارشنبه دهم مهر 1387سلام عیدتون مبارک: داشتم یه مطلب متن اصلی از شکسپیر می خوندم که ترجمه اش تقریبا چنین چیزی میشد: " زنبور هر چقدر باشد گل از آن بیشتر است. دلهای ماتم زده هر قدر که باشد قلبهای شاد بیشتر است"
|
|
![]() |
|
![]() |
بوسهي شيرين
دل نوشته هایی از یک دل شکسته به کسی که به زودی از او جدا خواهد شد




.jpg)





